خرید بک لینک

مى گويند: بين عمر و ابوبكر رضى الله عنهما مشاجره يى شد و ابوبكر رضى الله عنه كمى تند تر به عمر رضى الله عنه حرفهاى زد و زود متوجه شد كه تند رفته، از عمر رضى الله عنه معذرت خواست، ولى عمر رضى الله عنه رفت و گفت: معذرتت را نمى پذيرم…

ابوبكر رضى الله عنه نزد پيامبر صلى الله عليه وسلم رفت و گفت: چنين و چنان اتفاقى افتاد و من به تقصير خود پى بردم و از عمر رضى الله عنه خواستم كه مرا عفو كند، عفوم نكرد و رفت…

مشاجره بین ابوبکر و عمر رضی الله عنهما...

رسول خدا صلى الله عليه وسلم به ابوبكر رضى الله عنه سه بار تكرار كرد، يغفرك الله لك يا ابوبكر. يعنى خدا ترا بخشيده اى ابوبكر… ابوبكر رضى الله عنه گريان داشت و اشك هايش جارى شد…

وقتى عمر رضى الله عنه آمد، در چهره مبارك رسول الله صلى الله عليه وسلم آثار خشم ديد و رو به عمر كرد و گفت: رفيق مرا نبخشيدى؟ واللهِ او كسى است كه همه تان مرا تكذيب كرديد او تصديق كرد.

و اين حديث را هم رسول خدا صلى الله عليه وسلم گفته است. آفتاب تا كنون بر مردى از امت من نتابيده كه فضيلتش بيشتر از ابوبكر باشد.

الله متعال از باران پيامبر راضى باشد.

برچسب: نویسنده: نگار صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 22:12

صفحه بندی