شکایت از قاضی که با مردم تسامح می کرد - تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 22:12
مى گويند: يكتعداد مردم نزد يكى از خلفاى أموى از يكى از قاضى ها شكايت كردند و گفتند؛ يا أميرالمؤمنين! يك قاضى براى ما فرستاده يى كه حق را به حقدارش نمى دهد، كسى را مجازات نمى كند، همه را مى بخشد، از بس كه أهل بخشش و تسامح است مردم اسمش را قاضى عافيه مانده بودند، عافيه يعنى عفوّ كننده.گفتند: قاضى باشد...
داستان حکیم بن عزام پسر عموی خدیجه - تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 22:12
مى گويند: حكيم بن عزام پسر عموى خديجه رضى الله عنها دير تر مسلمان شد و اين تأخيرش در مسلمان شدن خيلى وى را مى رنجانيد كه چطور امكان دارد كه من كه قرابت به محمد صلى الله عليه وسلم دارم نسبت به بسيارى ها دير تر مسلمان شدم…با خود گفت: مى روم يك هديه ناب از بازار مى گيرم به شخص رسول الله صلى الله عليه و...
چاه آبی که به مسلمانان حرام به کافران حلال - تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 22:12
مى گويند؛ شخصى چاه آبى كند و بالايش نوشت، حرام است براى مسلمين و براى غير مسلمين حلال است.مردم جمع شدند، كسى گفت: وى ديوانه شده! كسى گفت: وى كافر شده بايد قصاص شود، كسى گفت: وى زنديق شده بايد مجازات شود… تا اينكه خبر رسيد به پادشاه مسلمانان، حكم جلب او را به قصر داد، شخص را حاضر كردند به بسيار تواضع...
داستان موسی علیه السلام و ملک الموت - تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 22:12
مى گويند: موسى ع زود قهر مى شده و زود از قهر خود مى نشست، داستانى را روايت مى كنند كه وقتى ملك الموت به قبض روح موسى ع رفته به شكل يك آدمى در پيش رويش ایستاده و گفته؛ من ملك الموت هستم آمدم قبض روح ات كنم.موسى ع وى را لت كرده و فكر كرده دروغ مى گويد، ملك الموت از باب احترام كارى نكرده و دوباره برگشت...
مشاجره بین ابوبکر و عمر رضی الله عنهما - تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 22:12
مى گويند: بين عمر و ابوبكر رضى الله عنهما مشاجره يى شد و ابوبكر رضى الله عنه كمى تند تر به عمر رضى الله عنه حرفهاى زد و زود متوجه شد كه تند رفته، از عمر رضى الله عنه معذرت خواست، ولى عمر رضى الله عنه رفت و گفت: معذرتت را نمى پذيرم…ابوبكر رضى الله عنه نزد پيامبر صلى الله عليه وسلم رفت و گفت: چنين و چ...
داستان گرگ و چوپان سلیمان علیه السلام - تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 22:12
مى گويند: در زمانه هاى حكمرانى سليمان عليه السلام كه حيوانات مى توانستند با إنسانها حرف بزنند، گرگى گرسنه يى نزد چوپانى رفته و گفته كه گرسنه است و از وى خواسته تا برايش يكى از گوسفندان را اجازه دهد كه بخورد، چوپان برايش گفته؛ اين رمه ها مال سليمان نبى است و من فقط چوپانى مى كنم و صلاحيتى ندارم تا اي...
آیه که دعا با آن قبول می شود از سعید بن جبیر رضی الله عنه - تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 22:12
آیه که دعا با آن قبول می شود از سعید بن جبیر رضی الله عنه... سعيد بن جبير رضى الله عنه مى گويد: من آيه يى را از قرآن مى شناسم كه هر كس بخواند و بعدش دعا كند خداوند دعايش را قبول درگاه خود خواهد كرد، مى پرسند كدام آيه است؟ مى گويد: قُلِ ٱللَّهُمَّ فَاطِرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ عَٰلِمَ ٱلْغَيْبِ و...
پیامبر صلی الله علیه وسلم و ابودجانه رضی الله عنه - تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 22:12
مى گويند: روزى پيامبر صلى الله عليه وسلم متوجه مى شود كه بعد از نماز صبح ابو دجانه رضى الله عنه عاجل مسجد را ترك مى كند و مى رود، پيامبر صلى الله عليه وسلم در نماز ظهر از وى مى پرسد كه چه كار مهمى داشت كه عاجل از دروازه بيرون رفت…؟ ابو دجانه رضى الله عنه مى گويد: يا رسول الله! درخت خرمايى از همسايه ...
داستان ابراهیم علیه السلام و پدرش در دوزخ - تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 22:12
مى گويند: وقتى إبراهيم علیه السلام پدر خود را در دوزخ به خوارى و ذلت مى بيند و پدرش داد مى زند كه اى إبراهيم كارى بكن...! إبراهيم پدر خود را نزديك خود مى خواهد در حاليكه در عذاب دوزخ گرفتار است در گوشه ى مى كشدش و به الله متعال دعا مى كند يا الله تو دعاى مرا قبول كردى كه دعا كردم (دعا كمى طولانى است...
داستان دختر حاتم طایی - تاریخ: 1405/5/27 ساعت: 22:12
مى گويند: هنگامی که اسیران قبیله طئ به حضور پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم آوردند دخترى در ميان با زيبايى و هيبت خاصى بود كه همه را مجذوب زيبايى و هيبتش كرده بود، فصاحت كلام داشت مردم از زیبائى او به تعجب آمدند. در مقابل پيامبر صلى الله عليه وسلم ايستاد و گفت: یا محمد! من دختر بزرگ قوم هستم پدرم گر...
- تاریخ: 1403/6/4 ساعت: 12:32
مى گويند: بنى إسرائيل (يهوديان) جمع شدند و به عيسى عليه السلام گفتند: اين قبرستان پدر كلانهاى ما را زنده كن تا به پيامبرى تو شهادت دهند، ما به دعوت تو ايمان مى آوريم.پيره زنى كه به مثابه بزرگ قوم شان بود و از احترام خاصى برخوردار بود و در آن قبرستان در كنار قبر پسرش هميشه مى خوابيد، براى عيسى عليه ا...
داستان ابوبکر باقلانی با پاپ رهبر مسیحیان... - تاریخ: 1403/3/4 ساعت: 17:12
می گویند: روزی امام ابوبكر باقلاني رحمه الله با پاپ مسیحی ملاقات کرد، پاپ برایش گفت: شما مسلمانان بسیار متعصب هستید.امام سوال کرد چطور؟پاپ گفت: شما برای خود ازدواج با دختران یهودی و مسیحی را اجازه می دهید اما ازدواج دختران مسلمان را برای غیر مسلمانان اجازه نمی دهید؟!امام برای پاپ چنین جواب داد: ما ب...
ابراهیم پاشاه... - تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 11:01
مى گويند: يك زمانى ابراهيم پاشاه حاكم مصر وقتى ايتاليا را ديد و سيستم آبرسانى و سهولت آب را در همه خانه ها ديد، وقتى به مصر برگشت دستور داد كه در مساجد نل آب بياورند. تمامى مذاهب آنزمان اينرا غير جائز و بدعت دانستند كه وضو خانه مساجد را نل دوانى كنند.تنها علماى حنفى بنابر فقه امام ابوحنيفة رحمه الله...
خضر و حضرت علی رضی الله عنه... - تاریخ: 1402/8/18 ساعت: 14:10
مى گويند: روزى على رضى الله عنه طواف كعبه داشت و مردى را ديد كه خود را به كعبه چسپانيده و اين دعا را مى خواند. (اَللّٰهُمَّ يَا مَنْ لَا يَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ، وَ يَا مَنْ لَا تُغَلِّطُهُ كَثْرَةُ المَسَائِل، وَ لَا يَتَبَرَّمُ بِإِلْحَاحِ عِبَادِهِ الْمُلِحِّينَ عَلَيْهِ، أَذِقْنَا بَرْدَ ر...
حکایت مرد تاجر و گربه چوپان... - تاریخ: 1402/8/18 ساعت: 14:10
مردی ساده چوپان شخصی ثروتمند بود و هر روز در مقابل چوپانی اش پنج درهم از او دریافت میکرد. یک روز صاحب گوسفندان به چوپانش گفت: میخواهم گوسفندانم را بفروشم چون میخواهم به مسافرت بروم. و نیازی به نگهداری گوسفند و چوپان ندارم و میخواهم مزدت را نیز بپردازم. پول زیادی به چوپان داد اما چوپان آن را نپذیرفت ...
داستان عارفی که چله نشسته بود... - تاریخ: 1402/5/22 ساعت: 19:39
می گویند: عارفی ۴۰ شبانه روز چله گرفته بود تا خدا را زیارت کند ، تمام روزها روزه بود. در حال اعتکاف. از خلق الله بریده بود. صبح به صیام و شب به قیام. زاری و تضرع به درگاه او شب ۳۶ ام ندایی در خود شنید که می گفت: ساعت ۶ بعد از ظهر، بازار مسگران، دکان فلان مسگر برو خدا را زیارت خواهی کرد عارف از ساعت ...
قوت تلقین بالای انسان... - تاریخ: 1402/5/22 ساعت: 19:39
می گویند: روزی قرار بود قاتلی اعدام شود. وقتی قاتل به پای دار رفت و طناب را دور گردن او آویختند، ناگهان روانشناس سر رسید و بلند داد زد دست نگه دارید. آنها از دار زدن مرد منصرف شدند و گوش به سخنان روانشناس سپردند روانشناس رو به حضار گفت: مگر نه اینکه این مرد قاتل است و باید کشته شود؟ همه جواب دادند ب...
■ u200fدومین کرگس... - تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 13:52
می گویند: در دهه ۱۹۹۰، عکسی از یک کرگس که منتظر مرگ دخترکی گرسنه برای خوردن جسد او بود، به طور گسترده ای منتشر شد.این عکس در سال ۹۴/۱۹۹۳ در طول قحطی سودان توسط کوین کارتر، عکاس خبری اهل آفریقای جنوبی، گرفته شد و بعداً برای این 'عکس شگفت انگیز' جایزه پولیتزر را کسب کرد.اما در حالی که از کوین کارتر بر...
اصالت چیست...!؟ - تاریخ: 1402/5/2 ساعت: 13:52
در روزگاران قدیم درب قصر یکی از پادشاهان لکه سیاهی افتاده بود، خادمین درباریان هر کاری می کردند و هر جا که ممکن بود رفتند; ولی نتوانستد لکه را از بین ببرند. مرد فقیری از این موضوع مطلع شد گفت: من می دانم چرا درب قصر پادشاه سیاه شده است. مرد فقیر را پیش پادشاه بردند, پادشاه از آن مرد فقیر علت لکه سیا...
دنیا مدور است... - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 22:17
می گویند: پسری که خود در سنین کلانی بوده مادر پیری داشته وی را به بنا بر شکایات اولاد ها و زنش به خوبترین خانه سالمندان برده و آنجا گاه گاهی به دیدارش می رفته، همینطور برای مدت طولانی ادامه داشته تا اینکه از خانه بزرگسالان زنگ آمده که مادرت در حال احتضار (در حال مردن) است می خواهد که وی را ببیند...پ...

برچسب‌های مرتبط

عمیر بن ابی وقاص | ای کسانی که ایمان نیاورده اید | ای کسانی که با چراغ خاموش | ای کسانی که ایمان آورده اید | خدایا شکرت | خدایا شکرت که هستی | خدایا شکرت برای سلامتی | دعای های خاص | دعا های خاص | دعا هاي خاص