میایلش زنگ زد...
جواب داد: بفرمایید: که ناگهان دختری خوش صدا و ناشناس از او احوال پرسی کرد، گفت: ببخشید شما؟ در پاسخ گفت: من دختر زیبا و با خانواده و چنین و چنان هستم و دوست دارم که بیشتر با شما آشنا بشوم.
کمی ساکت ماند، سپس گفت: ولی گوشی من تحت کنترل است.
دختر هم با تعجب پرسید: کنترول؟! چه کسی گوشیت را کنترل می کند؟
شرکت مخابرات؟ یا جای کار تان با خنده باز پرسید حتماً از طرف امنیت؟ در پاسخ اش گفت: نه! گوشی من از جانب خداوند تحت کنترل است.
با گفتن این جمله دختر بلافاصله گوشی را گذاشت و هرگز این کارش را تکرار نکرد.
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور