مى گويند: در زمان موسى عليه السّلام، زن و شوهر فقيرى زندگى مى كردند كه شب و روز خود را به سختى مى گذشتاندند، زن به شوهر خود مى گويد: اى مرد آيا موسىٰ پيامبر خدا نيست!؟ مرد مى گويد؛ آرى البته که هست، زن مى گويد؛ پس برو نزدش و از او بطلب كه از خداوند بخواهد كه ما را غنى بسازد. مرد می گوید: باشد چنین می کنم، نزد موسى ع مى رود و از فقر و تنگدستى شكايت مى كند، موسى ع وعده مى كند كه برايش از خدا مى خواهد. وقتى موسى ع با خداوند ملاقات مى كند، از آن فاميل فقير ياد آورى مى نمايد (در حاليكه خدا از حال بنده هاى خود مى داند) خداوند مى گويد: براى يكسال غنى شان مى سازم...
زن و شوهر فقیر به یکبارگی پولدار ترین مردمان شهر خود می شوند، زن به مرد می گوید: ای مرد خداوند تنها ما را به یکسال پولدار ساخته، بیا خدمت مردم را کنیم و در راه او انفاق کنیم، برای اینکه بعد از مدت یکسال دوباره فقیر می شویم و مردم نیز ما را یاری کنند و نیکی مان را در زمان پولداری مان به یاد بیاورند...
زن و شوهر انفاق را شروع می کنند، دسترخوان کلانی می گسترانند هر مسافری که از راه می گذرد در دروازه ی شهر برایش مهمانی ترتیب می دهند، و شب و روز انفاق می کنند، هیچ کسی در شهر نمی باشد که از پول اینها بهره ی نگیرد...
تا اینکه مدتها می گذرد و زن و شوهر همینطور پولدار باقی می مانند و خرچ و مصرف می کنند.
موسی علیه السلام متعجب می شود، وقتی با خداوند راز و نیاز می کند، از وی (جل جلاله) می پرسد، که فلان فامیل را گفته بودی که فقط برای یکسال پولدار می سازی!؟
الله متعال می گوید: ای موسی! آری چنین است، من گفته بودم، ولی وقتی دیدم که آنها در راه من بخشایندگی دارند، من (الله الرحمن الرحیم) چگونه بخشنده تر از آنها نباشم، از همین سبب دروازه ی روزی را به روی شان باز گذاشتم.
رسول خدا صلی الله علیه وسلم گفته است، هیچ مالی از صدقه دادن کم نمی شود.
ترجمه؛ مدیر مسؤول وبلاک جهادستان. التماس دعای خیر داریم.
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور