در کتب صحاح در باره جنگ بنی مصطلق آمده است که در میان اسیران جویریه دخت حارث وحود داشت و پدرش حارث بن ضرار به مدینه آمد و شتران زیادی با خود آورد تا دخترش را بخرد و آزاد کند و در وادی العقیق که چند میل با مدینه فاصله دارد دو شتر را که خیلی دوست شان داشت پنهان کرد و آنها را در دره ای رها کرد تا بر گردد چون به مدینه وارد شد پیش پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: ای محمد! دختر من پیش شما است و اینک فدای آزادی او را آورده ام. پیامبر صلی الله علیه وسلم گفت: پس کو آن دو شتری که عقیق پنهان کردی در فلان دره؟ پس حارث گفت: اشهد ان لااله الا الله و انک رسول الله. به خدای سوگند جز خدا ترا بر این کار مطلع نساخت و همرای حارث دو پسرش نیز ایمان آوردند و مسلمان شدند و دخترش نیز اسلام آورد که پیامبر صلی الله علیه وسلم او را از پدرش برای خود خواستگاری کرد و با وی ازدواج نمود وقتی اصحاب این را دیدند گفتند: پس این اسیران در اختیار ما هستند همگی خویشاوندان پیامبرند لذا بر آنان منت نهادند و بدون فدیه همه را آزاد کردند لذا ام المومنین عایشه صدیقه رضی الله عنها گفت: من زنی را سراغ ندارم که به اندازه جویریه برای قومش خیر و برکت داشته باشد چون ازدواج او با پیامبر صلی الله علیه وسلم موجب آزادی یکصد خانواده از بین مصطلق گردید. بنا بر این ازدواج پیامبر صلی الله علیه وسلم با جویریه برای این چنین کار بزرگی بود نه برای ارضای شهوت نفسانی بلکه برای مصلحت شرعی بود که به دنبال آن می گشت چون اگر برای شهوت می بود می توانست به عنوان اسیر جنگی و ملک یمین او را تصاحب کند.
التماس دعا
مدیر مسؤول وبلاک
برچسب:
نویسنده: نگار صالحپور